روی دلم باز سوی کربلا ست
رغبت بیمار به دارالشفاست
گرره بادیه ی کربلا
مخبر مظلومی آل عباست
ذکر لب تشنه ی شاه شهید
شهد شفای دل بیمار ماست
آن که به هر خسته ی بی دست وپا
نیت طوف در او هم دواست
اشرف اولاد بنی فاطمه
سید آل علی المرتضاست
پرده ی آرایش درگاه او
پرده کش چهره ی جرم وخطاست
ای به رضای تو قضا وقدر
وی همه کار تو به تقدیر راست
بود دلت را به شهادت رضا
نصرت دشمن اثر آن رضاست
ورنه کجا دشمن بد کیش را
تاب مصاف خلف مصطفاست
گریه کنان مردم چشم همه
بهر تو پوشیده سیه درعزاست
دوست چه سان از توشود ناامید
حاجت دشمن چو به لطفت رواست
فضولی بغدادی
* اشعار
نوشته شده در تاريخ جمعه 11 آذر 1390 توسط قاسمعلی جمالی